|
حتي در تمام دودها، آتش ها، باتوم ها + 88/11/19 اسماعیل |
سفيداي برف
+ 88/11/09 اسماعیل |
پر از نبودني + 88/11/07 اسماعیل |
سیگاری تلخ روشن کنیم + 88/11/03 اسماعیل |
وقتي چشمانت نيست، + 88/10/20 اسماعیل |
زبان و لبم رو سوراخ کن با مته های نفیت، + 88/10/10 اسماعیل |
برو بگذاز در این واپسین + 88/10/10 اسماعیل |
+ 88/10/09 اسماعیل |
هوا تنگ است! + 88/10/08 اسماعیل |
آزادیت مبارک! + 88/10/02 اسماعیل |
یلدا هم گذشت + 88/09/30 اسماعیل |
تو میروی و گریه می آید مرا ، + 88/09/29 اسماعیل |
"می توان عاشق بود...می توان دوست داشت + 88/09/28 اسماعیل |
بی اختیار به پهن خوردن افتادم! + 88/09/23 اسماعیل |
آسمان + 88/09/20 اسماعیل |
اشکهای من + 88/09/13 اسماعیل |
این روزها احساس هم دردی می کنم + 88/09/13 اسماعیل |
با گریه و یا شایدم لبخند می نویسم: از خواب دستم هنوز
+ 88/09/12 اسماعیل |
تف کردن چه قدر راحت شده تو این روزگار... + 88/09/11 اسماعیل |
چه احساسی داری بعد از این که یکی رو به گریه می ندازی؟! + 88/09/10 اسماعیل |
هرمونتيك چشم هايت مرا كشته! + 88/09/10 اسماعیل |
فرياد سكوتت همه جا را برداشته! + 88/09/01 اسماعیل |
کجایی؟ + 88/08/26 اسماعیل |
اينقدر دست به دستم نگن! + 88/08/17 اسماعیل |
تو تکرار نمی شوی که نمی شوی.. + 88/08/15 اسماعیل |
+ 88/08/12 اسماعیل |
این روز ها دنبال یکم منطق می گردم! + 88/06/20 اسماعیل |
اصولا شما به چه دردي مي خوريد آيا؟! + 88/05/07 اسماعیل |
به روز شد! + 88/04/20 اسماعیل |
الله اکبر! + 88/03/29 اسماعیل |
|